|
واسه رسیدن به تو دیگه چیکار کنم آخه چقدر خودمو جلوی تو خار کنم آخه چند بار دیگه میخوای دلمو بشکنی توی خوابم نمیبینم که تو ماله منی طفلی دلم چقدر نشست پای تو گریه کرد آخر چی شد نصیبش تنها یه نگاه سرد نزار تنها بمونم همیشه با گریه هام تو رو خدا بیا و یه کارن بکن برام دل دیونه ی منو کسی نمیتونه ببینه که شده در به درووو دل دیونه ی منو کسی نمیتونه ببینه زده به سیم آخرووو واسه رسیدن به تو دیگه چیکار کنم آخه چقدر خودمو جلوی تو خار کنم آخه چند بار دیگه میخوای دلمو بشکنی توی خوابم نمیبینم که تو ماله منی طفلی دلم چقدر نشست پای تو گریه کرد آخر چی شد نصیبش تنها یه نگاه سرد نزار تنها بمونم همیشه با گریه هام تو رو خدا بیا و یه کارن بکن برام به خدا اشکی نمونده دلم انگاری غروبه همه زندگیم خزونه آآآآآآه دل دیونه ی منو کسی نمیتونه ببینه که شده در به درووو دل دیونه ی منو کسی نمیتونه ببینه زده به سیم آخرووو از تو گذشتم چون نمیتونم ببینم اشک تو از تو گذشتم چون نمیتونم بمونم پیش تو از تو گذشتم چون نمیخواستم باشم مدیونه تو از تو گذشتم چون نمیتونم بمونم پای تو...
وقتی که پنج شنبه به بهشت زهرا برای رفتن به مذار کسی رفته بودم.(خدا امواتتان را بیامرزد.) فهمیدم که اگه دلم گرفته و از دنیا بریدم و آرزوی مرگ کردم بیام بهشت زهرا و خودمو توی یکی از اون قبرهای خالی تصور کنم. حالا به شما هم توصیه می کنم اگه به مشکل من بر خوردید همین کار و بکنید.
گاهي وقت ها خوشبختي ها چه عمر کوتاهي دارند! در فاصله ي يک چشم به هم زدن ثانيه هايي که احساس خوشبخت ترين انسان روي زمين را داري تبديل به تنها ترين آدم روي زمين مي شوي...! نمي دانم چرا ولي از وقتي که رفتي دست معرفت روزگار از شانه ام برداشته شد...تا کي بايد تن به روابطي داد که فقط براي ارزش هاي ظاهريست و بويي از معرفت نبرده است داد،يه دوستاني که اگر سراغشان نروي به سراغت نمي آيند.دلم مي خواهد از اين قفس خود را رهاکنم و به دامان عقابان کبوترانه پناه برم. معرفت و مرام گوي گمشده اي شده است که مردم آن را از چشم شهر حاشا مي کنند...! دلم از اين زمانه سخت تنگ است. که از پياله ي دست هاي آسمان سر مي رود حيرت نمي کنم از روزي که رفته اي ماه شب هاي اينجا هم اشک هايش را با ابرها پاک مي کند
انگار برای عاشقی آفریده شده.یا نه!!!!برای رسوندن خبری از عاشقی به معشوقی یا از معشوقی به عاشقی.... قاصدک رو گرفتم این بار هیچ خبری با خودش نداشت اما نذاشتم بی خبر بره تو گوشش زمزمه کردم و او نو به دست باد سپردم... قاصدک نرفته برگشت و گفت شونه های من برای رسوندن این خبر ضعیف هستن .این خبر سنگینه و این عشق بزرگ. گفتم برو.... قاصدک به فکر فرو رفت بعد لبخندی زد و گفت: از دوست داشتن تا عاشق بودن راه طولانیه ,راهی از رنج و عشق و صبوری و هر کسی به این راه آشنا نیست.پس عاشق اون کسی باش که جواب عشق رو خوب بده... عاشق یک عاشق باش...!
دقت دقت کردی چقدر زندگی هامون شبیه به همه؟ یا ما زندگی کسی و به گند می کشیم یا یکی گند می زنه به زندگیمون
ازم کمک می خواست,رومو برگردوندم با التماس نگام میکرد,هیچی نفهمیدم داشت باهام درد دل می کرد,حتی گوش نمی کردم می خواست چند لحظه فقط کنارش باشم,ولی ترکش کردم نخواستم صداشو بشنوم,نخواستم چشماشو ببینم , نخواستم دستاشو بگیرم نخواستم که…آروم تو آغوشم گرم نگهش دارم فقط چند لحظه طول کشید تا من ,…تو تنهایی,…سقوط کرد .
ديروز با يک دسته گل اومده بود به ديدنم
چنگ بر دیوار سنگی میکشم .. آری چنگ میکشم .. آنقدر چنگ میکشم تا از سر انگشتانم خون جاری شود .. میخواهم با خون خود نقش کنم دل شکسته را .. میخواهم از جگر پاره پاره ام بگویم .. اما بغضم پیش دستی میکند .. تا سیلی نمناک اشکم را تحمل کنم .. مرگ بر تو. ای سکوت .. که مرا به اسارت خاموشی خود گرفته ای... تا در حسرت عشق محبوبم بسوزم ..
ای خدااااااااااااااااااااااااااا بازم خودت هوای ما رو داشته باش. خیلی روزگار کثیفی شده به خدا به مرگ راضی ام اگه صدامو میشنوی کمکم کن. دل ما اونقدره سادست داشتنش مرگ دوبارست آسمون سینه ما عمریه که پاره پارست...........
نمیخوام بگم که تنهایی بده نه نمیگم نمیخوام بگم که بی تو میمیرم نه نمیگم دست تو تو دست من سنگینی می کرد اخرا چشمای تو واسه من نبود من می فهمیدم اون اخرا من میدونستم میری و نمیمونی کنار من اما امروز به این حرفم رسیدم میدونی سر از تنم جدا کنند باز میمونم تا اخرش؟ نفرینت نمیکنم نه نمیگم بیا بمون من دیگه هیچی نمیگم اخه نفرین واسه ادم بده تو که هیچ بد نبودی زمونه اینجوری میخواد تا کسی بد نباشه زندگی معنا نداره از زبون دوستم شنیدم که میگه هممون عین همیم ادعای بی حساب بینی سر به هوا اره دوستم هممون عین همیم انقدر که دیگه خودمونم نمی شناسیم هممون یه ادعا داریم که سینه ی اسمون و تکون میده اخه ما مثل همیم یه ادمیم ادما دل ندارن؟ دلامون سنگی شده حرفامون پوچ شده عشقمون............. اگه راست راسی بگم عشقمون لجن شده یادم یه روز میگفتی خدا کو؟خدا کجاس؟ حالا امروز فهمیدی خدا کیه؟ اگرم نفهمیدی سنگی بزن روی سرت تا شاید بفهمی که تو ادمی خدا داری دیگه بسه عزیزم تموم این حرفا واسه ی رسوندن یه ادعاست خودتم خوب میدونی که زندگیت یه ادعاست
زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست...! بودن قول ماندن نیست...! عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست...! و دوست داشتن کسی که میگوید( برای تو میمیرم) دروغی بیش نیست...! و اما حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی کند
زندگی را دوست دارم به شرط آنکه: (ز)آن زندان نباشد.(ن)آن ندامت نباشد. (د)آن درماندگی باشد. (گ)آن گورستان نباشد. (ی)آن یاس نباشد.
منو درگير خودت کن تا جهانم زيرو رو شه
نمي دانم چه بايد بنويسم
|
About
من تنهاترین گمشده ی زمینم ...
Home
|